شب ۱۳ آبان....

     شب سیزده آبان هر سال که قدمتی بیش از 1000 سال دارد چندین نفر از مرد و زن اهالی یک محل یا چند محل همجوار دور هم به عنوان شب نشینی جمع می شوند و هر کدام انگشتری که مختص همان شخص باشد را از دست در می اورند و به تبیره گو(شخصی که اشعار آن شب را می خواند) می دهند و او نی انگشترها را در داخل ظرف آبی بزرگ که دهانه اش تنگ است می گذارد و به نمایندگی فرزندی از فرزندان خانواده ها که فرزند ارشد و بزرگ خانواده باشد بعد از چرخاندن انگشترها در آب یکی از آنها را بر می دارد تبیره گو نیز در حال خواندن شعر است در اواخر خواندن شعرش انگشتر را از داخل ظرف بیرون آورده و برای هر کسی باشد اسمش را به دیگران معرفی می کنند و آن شعر نیز برای او خواهد بود حال ممکن است شعر سروده شده خوب یا بد باشد و معتقدند که آن سال سال خوش یمن یا بد یمنی برای او خواهد بود و همینطور اشعار ادامه می یابد و انگشتر ها از ظرف بیرون می ایند تا تبیره آن سال اشخاص معلوم شود.لازم به ذکر است که پذیرایی از طرف صاحب ان خانه برای مهمانان انجام می شود و پس از تمام شدن تبیره گویی که تا پاسی از شب ادامه دارد افراد به منازل خود می روند.

قطعاتی از اشعار خوب و بد تیر ماه سیزده:

1- کل امیر بگوته مو کوی غار دبوم مو  

بی غار بی مزد و بیقار کار دبوم مو

مو بوشوم مدرسه علی قران خوان ببوم مو

پیش محمد صل الله روکردان نبوم مو

 ۲-- کدام وقت که اسم الله بومابا

کدام وقت یابن رسول الله بومابا

کدام وقت علی شیر خدا بومابا

کدام شب لیله القدر قران دنیا بومابا

3-کدام جا چه جای باصفا با

کدام کعبه کذرگاه خدا با

کدام در قرص طلا با

در دست نزه در بازا با